دستهاش معلق مانده در هوا
و بوی عرقش توی اين اتاق و همهی غارها
روی برف بعدها
رد پاهاش هست
پليس جسد را لای برفها پيدا میکند
و حيران که چرا
چرا هيچ اثری از انگشتهاش نيست
بوی عرقش در اين اتاق و همه غارها معلق مانده
و دستهاش در هوا
شکل دو تا گيس را گرفته به خودش
اول لب را میکشد
و بعد خودش را
لااقل اين طور گزارش کردهاند:
زخمی کشيده
عميق و کشيده که گوش تا گوش باز است
رد اشکی روی گونههاش نبوده
و البته اثر هيچ انگشتی
در سينهی غارها
توی همين اتاق
دو تا گيس
يک لب
و يک مرد
همهی ماجرا همين بوده
اين خبر
اين هم عکسش
پليس
غار، بوی عرق، نقاشیهای اين اتاق
و البته
روی برفهايی که میبارند
رد پاها را…
پليس
همه چيز را کشف خواهد کرد
الا اثر انگشتهای تو را
شهرام رفيعزاده